تبليغاتX
زندگی
نوشتم نامه ی از گل برایت ................فراموشم نکن جانم فدایت
زندگی چیست؟
زندگی یک گُل سرخ
که من از بوته ی احساس خودم می چینم
لب یک پنجره ی آبی چوبی
به تماشای جریان سرخی اش می شینم
لب این پنجره تا این گُل هست
می توان تا قله های اوج رفت
می شود پرنده بود
از درٌه های غم گذشت
زندگی دیگر چیست؟
زندگی راز شکیبایی توست
وقت آزادی پروانه ی عشق
که تو از عمق وجود
در پیله ی دل پروردی
از برای آزادی اش
مهرش از دل افکندی
از عشق خود دل کندی
وباز زندگی
رودی خروشان
می رود از کنار تو
پا در این رود گذاری
تا همیشه در جریانی
ور نه از دور ببینی
از قافله جا می مانی...

                                                 با تشکر از کیوان عزیزم
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 9:42 PM  توسط فرزاد | 
 چقدر سخت است گل آرزوهايت را در باغ ديگري ببيني و هزار بار در خودت بشکني و آن وقت آرام زير لبت بگويي: گل من باغچه‌ي نو مبارک
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 11:35 AM  توسط فرزاد | 
 
دستگيری زهرا امیر ابراهیمی تقلبی !


 
آخرين عكس از زهرا امير ابراهيمي واقعي در نهايت صحت سلامت
به هر حال خوشحالیم و امیدواریم همه این آبروریزی رو از ذهنشون پاک کنند
 
 
رییس پلیس تهران:به حول قوه الهی و با تلاش ماموران نیروی انتظامی تهران بزرگ ۲ نفر از عوامل اصلی این پرونده را دستگیر و تحویل مقامات قضایی داده شد ولی هنوز متهم ردیف اول علی ملقب به قشو متواری شده است .اخرین گزارشات حاکی است که رد پای این شخص را تا حوالی زادگاه خود یعنی قزوین تعقیب کرده اند.

زن مبدل خانم ابراهیمی به تمامی کارهای خود اعتراف کرده است و فردا در شعبه ۲ دادگاه قضایی تهران محاکمه خواهد شد.

رییس پلیس تهران:خانوم سکینه.م متولد ۶۱.۳.۱۳ تهران میباشد وی که ۲سالی است که از خانه ی پدری خود متواری شده است به خاطره پول و البته با فریب نقش اول این داستان (علی معروف به قشو) تن به این کار نا جوانمردانه داده است و البته از این عمل خود اظهار ندامت میکند و همه ی ماجرا را اعتراف کرده است
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 8:51 AM  توسط فرزاد | 
حقايق زندگی

حداقل 5 نفر در این دنیا ترا دوست دارندآنقدر که حاضرند خاطر تو بمیرند

حداقل 15 نفر در این دنیا تورا به دلایلی دوست دارند.

تنها دلیلی که ممکن است کسی از تو متنفر باشد این است که می خواهد مثل تو باشد.

یک لبخند تو می تواند برای هرکسی خوشبختی بیاورد حتی اگر او از تو خوشش نیاید

هر شب کسی با فکر تو به خواب می رود

تو برای یک نفر یک دنیایی

بدون تو شاید کسی نتواند به زندگی ادامه دهد

تو فردی بخصوص و بی همتایی اما به روش خودت

کسی که تو حتی از وجودش بی خبری تورا دوست دارد

وقتی احساس می کنی دنیا به تو پشت کرده ، نگاهی بینداز ، بیشتر مانند این است که تو به دنیا پشت
کرده ای.

وقتی که فکر می کنی شانسی نداری به آنچه که می خواهی برسی ، به آن نخواهی رسید اما وقتی به خود ایمان داری دیر یا زود به آن خواهی رسید

همیشه شکایاتی را که به تو می شود به یاد داشته باش و کلمات زشت آن را فراموش کن

همیشه احساست را بیان کن به این ترتیب دیگران از آن باخبر می شوند

اگر دوست خیلی خوبی داری زمانی برایش بگذار تا دریابد که چقدر برایت باارزش است

تو باید دوست فوق العاده ای باشی چرا که این مطالب را می خوانی
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 8:40 AM  توسط فرزاد | 
                                                              

دلم حالا شکارته هر جا که باشی یارته

                                          توهم دوستم داشتی یه روزبگو بگو که یادته

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 8:36 AM  توسط فرزاد | 
I LOVE YOU
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 8:30 AM  توسط فرزاد | 

کاش مي دونستي چقدر دلم بهانه تو را ميگيره هر روز

کاش مي دونستي چقدر دلم هواي با تو بودن را کرده

کاش مي دونستي چقدر دلم از اين روزهاي سرد

بي تو بودن گرفته

کاش مي دانستي چقدر دلم براي ضرب آهنگ قدمهايت

گرمي نفسهايت، مهرباني صدايت تنگ شده

کاش مي دانستي چقدر دلواپس تو‌ام

کاش مي دانستي چقدر تنهام ، چقدر خسته ام

و چقدر به حضور سبزت محتاجم

و همیشه از خودم می پرسم

این همه که من به تو فکر کنم

تو هم به من فکر می کنی؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 11:43 AM  توسط فرزاد | 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 11:42 AM  توسط فرزاد | 
 افتاد نقش تو در ضمیرم امشب
بجز طلعت نباشد همه تحریرم امشب
دوش که از تاب محبت تو سـوختم
نگفتـــی که چه بیچــاره اسیرم امشب
راز خود را فاش کردم چون که من
در عشقت به شهر شهیـــــرم امشب
به تمنای تو ای شاه بیبـــاک تا چند
یک نظر لطف نما که فقیــــرم امشب
اگر دیدارت میسر شود بجــان فرحت
دهم هزارجان وزتو رو نگیرم امشب

 

برگرفته از گروه اینرنتی  

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 11:41 AM  توسط فرزاد | 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 11:41 AM  توسط فرزاد | 
 

تویی تویی بخدا این تویی که در دل شب

مرا به بال محبت به ماه می خوانی

تویی تویی که مرا سوی عالم ملکوت

گهی به نام و گهی با نگاه می خوانی

تویی تویی بخدا ای امید و هستی من

به سینه تا نفسی هست بی قرار تو‌‌أم

تویی تویی بخداعشق و آرزوی منی

بیا که جان به لب اینجا در انتظار توأم

منم که سوخته بال و پرم در آتش عشق

در آن نفس که بمیرم در آرزوی توأم

اگر زشوق بمیرد دلم چه جای غم است

در این میانه فقط روی دوست باید دید

من و توئیم که در اشتیاق می سوزیم

من و توئیم که در انتظار فردائیم

اگر سپیدۀ فردا دمد، دگر آن روز

من و تو نیست میان من و تو این مائیم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 11:40 AM  توسط فرزاد | 
 
دوش دیدم هنـــــگام سحــــــر صـــورت یار
رفتم از هــــــــوش و روح از من شـــد فرار
گفتم ای جان جهان هستم از دست تودر ناله
گفت مثل تو هر طرفی هست مرا کشـته هزار
گفتم جان خود میسوزم ومی سازم به خویش
گفت نیستی عاشق گر نداری صبـــــر و قـرار
گفتم از درد و غم ام نیک شـــــوی ؟ گفـتا نی
گفتم آخر به وصلت می رســــم ؟ گفتا دشـوار
گفتم از رنج و غم عشـــق تا کی نالم ؟ جانان
گفت باش تا دل ز محبت شـــــــود بیــــــــزار
گفتم ای جان و دلم زود مرا ســـــــوز و گداز
بکشم زود از این بیــــــش مرا رنجـــــه مدار
کرد با من روی و گفت این قدر بیــهوده مگو
کی گــــــــذارم تا جهانت نکنم تــــــــیره و تار
هیــــــچ عاشق  از عشق شــــــــــکایت نکند
برو از پیــــــــش من و کار به من باز گــــذار
گفت اگر ســـــوزم و اگر سازم خــــــــود دانم
در ره عشــق و محبت ترا با خویــش چه کار
حاصل عشـــق نرانی که افـــــــــروخـتن است
اشک ریـــزان و گریان ، از عشق گله مــــدار
گر چه حمید چو بلبل ز عشقش شـکایت نکند
              تو بکن سجده بر این عشق از او غصه مـدار
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 11:39 AM  توسط فرزاد | 
خدایا بخاطر این که هرگز تنهایم نمی گذاری از تو سپاسگزارم .
برخي مي گويند عشق چون رودخانه اي است كه ني هاي نازك را در خود غرق مي كند
برخي مي گويند همچون تيغي است كه جانت را زهر مي زند
عده اي مي گويند چون گرسنگي نيازي دردناك و بي پايان است

اما من عقيده دارم كه عشق گل سرخي است كه بزرش در درون تو نهان شده است

قلبي كه از شكسته شدن مي هراسد هرگز به نواي عشق به رقص در نخواهد آمد
رويايي كه از بيداري مي هراسد هرگز فرصت بوجود آمدن
نخواهد يافت

هر آن كس كه پرواي رها شدن در سوداي عشق را ندارد
هرگز آن را به كسي ارزاني نخواهد كرد

و جاني كه از مرگ در هراس باشد چگونه زيستن را نخواهد آموخت
پس در شبهاي تنهايي و جاده هاي طولاني و بي انتهاي زندگي
آن گاه كه مي انديشي عشق تنها سهم انسانهاي خوشبخت و قدرتمند است

تنها به ياد آر كه در زمستان سرد در زير برفهاي سرد و منجمد
دانه اي نهفته كه گرماي عشق خورشيد در بهاران آن را به گل سرخي مبدل خواهد ساخت
 

            ای نوشته قشنگ توسط دوسته بسیار عزیزم سارا جانه

             سارا جان خسته نباشی خدا قوت

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 8:52 PM  توسط فرزاد | 
1- فاصله بين مچ دست تا آرنج برابر با طول کف پا است.
2- قلب شما روزی ۱۰۱۰۰۰ بار مي تپد.
3- دهان شما روزی يک ليتر بزاق توليد ميکند.
4- به طور متوسط هر انسان ميتواند يک دقيقه نفس خود را حبس کند رکورد اين ماده در جهان ۷.۵ دقيقه است.
5- از دست دادن تنها ۱٪ از آب بدن موجب تشنگی ميشود.
6- مردان روزی ۴۰ و زنان روزی ۷۰ تار مو از دست ميدهند.
7- يک انسان ۸ ثانيه بعد از قطع گردن به هوش ميماند.
8- عضله ای که به شما امکان چشمک زدن ميدهد سريع ترين عضله بدن است شما به طور متوسط ۱۵۰۰۰ بار در روز چشمک ميزنيد.
9- زنان دو برابر مردان چشمک ميزنند. :-)
10- ناخن های دست ۴ برابر سريعتر از ناخن های پا رشد ميکنند .
11- انسان سالانه بيش از ۱۰ ميليون مرتبه پلک می زند!
12- خورشيد ۳۳۰۳۳۰ مرتبه بزرگتر از زمينه!
13- يک گالن روغن سوخته، می‌تواند تقريبا يک ميليون گالن آب تميز را آلوده کند!
14- ناخن‌های انگشتان دست، تقريبا چهار برابر ناخن‌های پا رشد می‌کنند!
15- حرف E بيشتر از تمام حروف انگليسی، در كلمات بكار می‌رود در حاليكه حرف Q كمترين كاربرد را دارد!
16- خوردن يك عدد سيب اول صبح، بيشتر از يك فنجان قهوه باعث دور شدن خواب آلودگی می‌شود!
17- دلفين‌ها هم مانند گرگ‌ها هنگام خواب يك چشمشان را باز می‌گذارند!
18- قديمی‌ترين آدامسی كه جويده شده، متعلق به ۹۰۰۰ سال پيش بوده است!
19- اسكيمو‌ها هم از يخچال استفاده می‌كنند، منتها برای محافظت غذا در مقابل يخ زدن!
20- سرعت آب دهانی كه هنگام عطسه از دهان شما خارج ميشود، حدود ۱۲۰ كيلومتر بر ساعت است!
21- ۸ دقيقه و ۱۷ ثانيه طول می‌كشد تا نور خورشيد به زمين برسد!
22- جويدن آدامس هنگام خوردن پياز، مانع از اشك‌ريزی شما می‌شود!
23- در تايوان بشقاب‌های گندمی درست می‌شود و افراد بعد از خوردن غذا، بشقابشان را هم می‌خورند!
24- يك‌چهارم استخوان‌های بدن، در پای او قرار دارد!
25- اثر لب و زبان هر كس، مانند اثر انگشت او منحصربه‌فرد است!
26- عمومي‌ترين نام در جهان محمد است.
27- اسم تمام قاره‌ها با همان حرفي كه آغاز شده است پايان مي‌يابد.
28- مقاوم‌ترين ماهيچه در بدن، زبان است.
29- كلمه «ماشين‌تحرير» (TYPEWRITER) طولاني‌ترين كلمه‌اي است كه مي‌توان با استفاده از حروف تنها يك رديف كيبورد ساخت.
30- چشمك زدن زنان، تقريباً دوبرابر مردان است.
31- شما نمي‌توانيد با حبس نفستان، خودكشي كنيد.
32- محال است كه آرنج‌تان را بليسيد.
33- وقتي كه عطسه ميكنيد مردم به شما «عافيت باش» ميگويند، چرا كه وقتي عطسه مي‌كنيد قلب شما به اندازه يك ميليونيم ثانيه مي‌ايستد.
34- خوك‌ها به لحاظ فيزيك بدني، قادر به ديدن آسمان نيستند.
35- وقتي كه به شدت عطسه مي‌كنيد، ممكن است يك دنده شما بشكند و اگر عطسه خود را حبس كنيد، ممكن است يك رگ خوني در سر و يا گردن شما پاره شود و بميريد.
36- جليقه ضد گلوله، ضد آتش، برف‌پاك‌كن‌هاي شيشه جلوي اتومبيل و چاپگرهاي ليزري توسط زنان اختراع شدند.
37- تنها غذايي كه فاسد نمي‌شود، عسل است.
38- كروكوديل نمي‌تواند زبانش را به بيرون دراز كند.
39- حلزون مي‌تواند سه سال بخوابد.
40- تمامي خرس‌هاي قطبي چپ‌دست هستند.
41- در سال 1987 خطوط هوايي «امريكن ايرلاينز» توانست با حذف يك دانه زيتون از هر سالاد سرو شده در پروازهاي درجه يك خود، چهل هزار دلار صرفه‌جويي كند.
42- پروانه‌ها با پاهايشان مي‌چشند.
43- فيل‌ها تنها جانوراني هستند كه قادر به پريدن نيستند.
44- در 4000 سال قبل، هيچ حيواني اهلي نبود.
45- بطور متوسط، مردم آنقدر از عنكبوتها مي‌ترسند كه نمي‌توانند آن‌ها را بكشند.
46- مورچه هميشه بر روي سمت راست بدن خود، سقوط مي‌كند.
47- قلب انسان فشاري كافي ايجاد ميكند تا به فاصله 30 فوتي (تقريباً 8 متر) خون را به خارج از بدن پمپاژ كند.
48- موشهاي صحرايي چنان سريع تكثير پيدا مي‌كنند، كه در عرض هجده ماه دو موش صحرايي قادرند يك ميليون فرزند داشته باشند.
49- صندلي الكتريكي توسط يك دندانپزشك اختراع شد.
50- استفاده از هدفون در هر ساعت، باكتري‌هاي موجود در گوش شما را تا هفتصد برابر افزايش مي‌دهد.
51- فندك قبل از كبريت اختراع شد.
52- نظير اثرانگشت، اثر زبان هر شخص نيز متفاوت است.
53- اكثر افراد در كمتر از 7 دقیقه خوابشان می‌برد!
54- یکی از رایج‌ترین اسم‌ها در جهان «محمد» می‌باشد.
55- 56% افرادی كه دست چپ هستند، تایپیستند.
56- غیر ممکن است که بتوانی با چشمان باز، عطسه کنی!
57- یک سوسك می‌تواند 10 روز بدون سرش زندگی كند.
58- ما در طول زندگی‌مان، 18 کیلو پوست می‌اندازیم.
59- رنگ مورد علاقه 80% از آمریکایی‌ها، آبی می‌باشد!!
60- اگر می‌خواهی از آرواره يک تمساح جان سالم به در ببری، انگشت‌هایت را در چشمانش فرو کن. فورا به ‌شما اجازه می‌دهد كه فرار كنی!
61- وقتی شخصی در سریلانکا سرش را از طرفی به طرف ديگر تكان می‌دهد، يعنی «باشه»!
62- در این دنیا تعداد جوجه‌ها از آدم‌ها بیشتر است.
63- یکی از شگفتی‌های ریاضی این است‌ که وقتی عدد 111111111 را در خودش ضرب كنی، جواب خواهد شد؛ 12345678987654321
64- دكمه # (فون) كه روی كیبرد می‌باشد، «اُكتُسرپ» خوانده می‌شود.
65- «گربه» تنها حیوان خانگی هست كه در كتاب مقدس به آن اشاره‌ای نشده است.
66- نوارهای لاستیكی خیلی طول می‌كشد تا سرد شوند.
67- «Dreamt» تنها كلمه‌ایست که در زبان انگلیسی با mt تمام می‌شود!!
68- «یویو» اولین بار به عنوان یک سلاح در فیلیپین استفاده می‌شد!
69- شهر مکزیک هر سال 25.5 سانتیمتر، نشست می‌كند.
70- مغز در هنگام خواب فعالتر از وقتی‌ است که تلویزیون می‌بینید.
71- ناخن انگشت وسط زودتر از ناخن انگشت شصت، رشد می‌كند.
72- تنها لغتی که در انگلیسی با تمام اصوات، پشت سر هم ادا می‌شود «subcontinental» می‌باشد.
73- در واشنگتن‌ بیشتر از مردمانش، تلفن وجود دارد
74- به طور متوسط روزانه، 12 نوزاد به خانواده‌های اشتباه داده می‌شوند.
75- به زيپت نگاه كن، ميبينی كه روش نوشته «YKK» اين نمايان‌گر شركت « يوشيدا كوگيو كابوشی بيبايشا » است، بزرگ‌ترين توليد كننده زيپ در جهان!
76- هيچكس نمی‌داند چرا صدای اردك‌ها اكو نمی‌شود!
77- چهل درصد سود مك‌دونالد از فروش هپی‌ميل‌ها ( يک وعده غذایی كامل در جعبه است، كه اگه يک بار FastFood رفته باشيد، ميدونيد چيه! ;-) بدست می‌آید.
78- لئو‌ناردو داوينچی می‌توانسته با يک دستش بنويسد و با دست ديگرش نقاشی كند!
79- به دليل اينكه فلز كمياب بود، اسكارهایی كه در طی جنگ جهانی دوم داده شد، از چوب ساخته شده بود.
80- بروس‌لی خيلی سريع بود، به طوری‌كه بايد فيلم را واقعا آهسته می‌كردند تا بتوانی‌ حركاتش‌ را ببينی!
81- سس كچاپ در سال 1830 به عنوان يك دارو به فروش می‌رفته است.
82- لئو‌ناردو داوينچی مخترع قيچی بود، همچنين 10 سال طول كشيد تا لب‌های موناليزا را نقاشی كند.
83- وقتی پاهایت‌ را آرام بالا بياوری و به پشت بخوابی، در ماسه فرو نمي‌روی.
84- پشه‌كش‌ها پشه را نابود نمی‌كنند، بلكه تو را مخفی می‌كنند! آن‌ها حس پشه‌ها را از كار می‌اندازند، بنابراين پشه‌ها نمی‌توانند بفهمند كه تو كجایی!
85- دندانپزشك‌ها توصيه می‌كنند كه زمان مسواك زدن، تا 6 قدم از توالت دور شويد تا از ورورد ذرات معلقی كه بوسيله هوا منتقل می‌شوند، در هنگام شستشوی دهان، جلوگيری شود.
86- صاحب اصلی كارخانه Marlboro از سرطان ريه مرد.
87- پولی كه مايكل جردن سالیانه از كارخانه نایك بدست می‌آورد، از كل حقوق همه كاركنان اين كارخانه در مالزی، بيشتر است!
88- Stewardesses طولانی‌ترين كلمه‌ایست كه می‌توانيد با دست چپ تایپش ك

 

 با تشکر از امیر جان که من در این امر یاری کرد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 8:28 PM  توسط فرزاد | 
تقدیم به تو آره به تو
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 8:21 PM  توسط فرزاد | 

هنگام مرگ مرا در تابوت سياه قراردهيد تا همگان بدانندهر چه سياهي بود من كشيده ام و دستانم را از تابوت بيرون بگذاريد تا همگان بدانندباخودهيچ نميبرم وچشمانم را باز بگذاريدتا همگان بدانندهميشه چشم انتظار بودم واولين روز بر سره مزارم تكه يخي به شكل قلب قرار دهيدكه بجايه معشوق برايم گريه كند

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 10:9 AM  توسط فرزاد | 

بدترین درد این نیست که عشقت بمیره . بدترین درد اون نیست که به اونی که دوست داری نرسی . بدترین درد اون نیست که عشقت بهت نارو بزنه . بد ترین درد اینه که عاشق یکی باشی ولی اون ندونه .

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 10:7 AM  توسط فرزاد | 

با چنان عشقي زندگي کن که حتي اگر بنا

به تصادف در جهنم افتادي خود شيطان تو

را به بهشت بازگرداند

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 10:6 AM  توسط فرزاد | 

با هزار و یک ترفند ...

شاخه گل مصنوعی را

در میان گلهای شاداب گلدانت ،                 

پنهان کردم .

و بر دفتر خاطراتم نوشتم :

تو را دوست خواهم داشت ،

تا زمانی که آخرین گل پژمره شود !!!!

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 10:6 AM  توسط فرزاد | 

می خواستم برای از دست دادنت اشک بریزم

ولی افسوس که تمامه اشکهایم را برای به دست

آوردنت ریخته بودم

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 10:5 AM  توسط فرزاد | 
خواب ناز بودم شبی...ديدم کسی در می زند...در را گشودم روی او ... ديدم غم است در می زند...ای دوستان بی وفا...از غم بياموزيد وفا... غم با همه بی گانگی...هر شب به من سر می زند
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 10:4 AM  توسط فرزاد | 

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهاییست

ببین مرگ مرا در خویش که مرگ من تماشاییست

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 10:3 AM  توسط فرزاد | 

غم

زماني كه متولد شدم صدايي در گووشم طنين انداز شد و گفت :

تا آخر عمر با تو هستم!!!

از او پرسيدم كيستي ؟

گفت: غم

آن لحظه با خودم فكر كردم كه غم عروسكي است كه من با آن بازي مي‌كنم ، ولي اكنون مي‌فهمم كه من بازيچه‌اي هستم در دست غم

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 10:2 AM  توسط فرزاد | 

آرزوي مرگ كردم ، مرگ هم يادم نكرد

 
دنياي بي مروت لحظه اي شادم نكرد

 
بيش از اين مردم دنيا دلشون درد نداشت


هيچ كس غصة اين را كه چه مي كرد نداشت

چشمه سادگي از لطف زمين مي جوشيد


خودمونيم زمين اين همه " نامرد " نداشت

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 10:1 AM  توسط فرزاد | 

باختم

من پذیرفتم شکست خویش را

پند عقل های دوراندیش را

من پذیرفتم که عشق افسانه است

این دل دور آشنا دیوانه است

می روم.از رفتنم تو شاد باش

در عذاب رفتنم آزاد باش

گر چه تو تنها تر از من می روی

                                    آرزو دارم تو هم عاشق شوی
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 9:59 AM  توسط فرزاد | 

دلم گرفت ازآسمون هم اززمین هم از زمون

تو زندگی چقدر غمه دلم گرفته از همه

ای روزگار لعنتی تلخ بهت هر چی بگم

من به زمین و آسمون دست رفاقت نمی دم

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 9:58 AM  توسط فرزاد | 

امشب از اون شباست که من دوباره دیوونه بشم

تو مستی و بی خبری اسیر می خوونه بشم

امشب ازاون شباست که من دلم می خواد داد بزنم

تو شهر این غریبه ها دردمو فریاد بزنم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 9:57 AM  توسط فرزاد | 

توبه می کنم

دیگر کسی را دوست نداشته باشم

حتی به قیمت سنگ شدن

توبه می کنم دیگر برای کسی اشک نریزم

حتی اگر فصل چشمانم برای همیشه زمستان شود

چشمانم را می بندم

توبه می کنم دیگرعاشق نشوم

قلبم را دور می اندازم

برای همیشه

و به کویر تنهایی سلام می کنم...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 9:57 AM  توسط فرزاد | 

¤ ¤ ¤

شکسپير ميگه به دنباله کسی نباش که بتوني با  اون زندگي  کني  

بلکه  به  دنباله  کسي  باش  که  نتوني   بدون  اون  زندگي   کني

¤ ¤ ¤

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 9:56 AM  توسط فرزاد | 

قلبم محکوم شد به شکستن ... غرورم محکوم شد به خرد شدن ...

احساسم محکوم شد به بازي گرفته شدن ... دلم محکوم شد به تير خوردن ...

چشمانم محکوم شدند به باريدن ... خاطراتم محکوم شدند به فراموش شدن ...

 و اما عشقت محکوم شد که اسير بشود در ميان قطره قطره خونم ...

 در ميان جاي جاي قلبم ... و در ميان تکه تکه هاي قلب تکه تکه ام

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 9:56 AM  توسط فرزاد |