![]() |
![]() |
|
| نوشتم نامه ی از گل برایت ................فراموشم نکن جانم فدایت |
|
تویی تویی بخدا این تویی که در دل شب مرا به بال محبت به ماه می خوانی تویی تویی که مرا سوی عالم ملکوت گهی به نام و گهی با نگاه می خوانی تویی تویی بخدا ای امید و هستی من به سینه تا نفسی هست بی قرار توأم تویی تویی بخداعشق و آرزوی منی بیا که جان به لب اینجا در انتظار توأم منم که سوخته بال و پرم در آتش عشق در آن نفس که بمیرم در آرزوی توأم اگر زشوق بمیرد دلم چه جای غم است در این میانه فقط روی دوست باید دید من و توئیم که در اشتیاق می سوزیم من و توئیم که در انتظار فردائیم اگر سپیدۀ فردا دمد، دگر آن روز من و تو نیست میان من و تو این مائیم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 11:40 AM توسط فرزاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
عشق آتش است اما آتشی سرد با وجود این باید در این آتش سوخت زیرا این آتش تطهیر کننده است .این آتش فقط برای تطهیر کردن می سوزاند ناخالصی است که می سوزد و طلای خالص باقی می ماند.
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1385 مهر 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
بد. خوب . زشت 100 نکته حرفهای ما هنوز ناتمام… عمر رو به پايان است عاشق |
| نویسندگان |
|
فرزاد DeViL |
| پیوندها |
|
جدیدترن اهنگ های روز فیلتر شکن |
|
RSS
|